در دفاع از مظلومیت و شرافت کدوحلوایی

همین اول هفته اشاره کنیم به شعر معروف سهراب که می‌فرمود گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد؟ بسیار هم به نکته درستی اشاره کردند. متاسفانه در آشپزی هم همین خبرهاست. همه افتاده‌اند دنبال مزه‌های لاکچری و بعضی از گیاهان بسیار بسیار ارزشمند متاسفانه اخی شده‌اند و کمتر کسی سراغ‌شان می‌رود. یک نمونه بسیار بسیار مظلومش کدو حلوایی است. موجودی مهربان‌تر و بی‌ریاتر از کدوحلوایی پیدا نمی‌کنید. برکتی دارد که برنج گیلان ندارد. ما خودمان یک دانه کدوحلوایی پنج کیلویی گرفتیم. کدو پخته ازش درآمد، سوپ کدو ازش تولید شد، خامش را خودم شخصا مصرف کردم و اتفاقا بسیار هم حال داد، باز هم تمام نمی‌شد. بنده به حضاری که فکر می‌کنند کدوحلوایی مزه ندارد توصیه می‌کنم آبپزش کنند. بسیار نرم و خوشمزه است و بسیار هم خوش‌خوراک تشریف دارد. من تازه از مزه طبیعی و بدون ارزش‌افزوده‌اش حرف می‌زنم. فقط به این فکر کنید که به کدوحلوایی پخته بر حسب ذائقه‌تان، شکر یا آبلیمو اضافه کنید. بسیار هم خوش‌انصاف، آبدار و مزه‌انداز است. برای آدم‌هایی که دنبال غذای سالم و رژیمی می‌گردند هم بی‌نهایت موجود مفیدی است. عین لبو می‌ماند. هم سردش مزه دارد هم گرمش.

در سالاد هم کاربرد دارد، اگرچه خانم‌های ایرانی خیلی با کدوحلوایی میانه ندارند.

توصیه می‌کنم در آغاز فصل سرما و در آغاز شیوع سرماخوردگی، حتما برای بیماران سرمایی سوپش را درست کنید. بی‌نظیر است و بنده شخصا یک‌بار بین دو غذایی که روی گاز بود یعنی خورش عیال‌پز و سوپ کدوی عیال‌پز، قابلمه سوپ را انتخاب کردم و تا تهش را یک نفره درآوردم و هیچ هم از کرده خود پشیمان که نیستم هیچ، بسیار هم دل‌شادم. فقط باید بلد باشید نسبت لیمو یا سماق را تنظیم کنید تا ترش و ترش‌تر شود. البته سلیقه‌ها متفاوت است. بنده که ترش‌پسندم.

این سطرها صرفا نوشته شدند تا نه‌تنها از مظلومیت، بلکه از شرافت بی‌بدیل کدوحلوایی دفاع کنند که هم می‌شود پختش، هم می‌شود سرخش کرد و هم می‌شود درسته گذاشتش داخل فر و چیز دبشی را به دست آورد که سرش دعوا می‌شود. فصل پاییز فصل کدوحلوایی است. از دستش ندهید.