گفت‌وگو با محمد رجبی درباره اندیشه مختار علیزاده
حکیم هنر اسلامی
مختار علیزاده محقق و استاد حکمت عرفان اسلامی، فلسفه هنر و حکمت و هنر اسلامی در دانشگاه‌های تهران، تبریز و شاهد در سحرگاه 13 شهریور 93 دارفانی را وداع گفت. علیزاده یکی از شاگردان احمد فردید بود و سال‌ها در پست‌های مختلف آموزشی و پژوهشی فعالیت‌های زیادی را انجام داد. محمد رجبی، رئیس کتابخانه مجلس و پژوهشگر فلسفه در گفت‌وگو با فرهیختگان از روزهای هم‌نشینی با مرحوم علیزاده و نسبت او با فردید می‌گوید. رجبی ضمن تاکید بر وامداری علیزاده از فردید، نگاهی نیز به زندگی علیزاده و خصوصیات او دارد.


      
    مختار علیزاده را به‌عنوان یک استاد حکمت و هنر اسلامی شناخته‌ایم. اگر بخواهیم دقیق‌تر صحبت کنیم آیا می‌توان از او به‌عنوان یک حکیم نیز نام برد؟
بله. ایشان در دانشگاه فلسفه غرب و الهیات فلسفه اسلامی را تحصیل کردند و در خارج از دانشگاه در عرفان اسلامی مطالعات و تحقیقات عمیقی داشتند. وی با استادان و متفکرانی محشور بود که برجسته‌ترین آنها در زمینه فلسفه و حکمت انسی، مرحوم فردید و مرحوم روشن بودند. استاد علیزاده شخصا روی حکمت عربی که در کلام امیرالمومنین علی(ع) وجود دارد، تمرکز داشت و این سال‌های آخر عمر شریفش نیز به تعمق در حکمت امیرالمومنین علی(ع) گذشت. در باب مقوله هنر هم که ایشان در آن به تدریس می‌پرداخت، هم به حکمت هنر اسلامی و هم به فلسفه هنر بین فیلسوفان مغرب‌زمین توجه داشت. ولی آنچه برای او اصل به حساب می‌آمد، حکمت هنر اسلامی بود که در دانشگاه‌های مختلف و برای مقاطع گوناگون تدریس می‌کرد.
   

شما از رابطه مرحوم علیزاده با احمد فردید گفتید. نسبت این رابطه چگونه‌ بود؟
پیش از انقلاب اسلامی من با مرحوم علیزاده هم‌کلاس بودم. البته ایشان سطح علمی بالاتری از ما داشت چون نسبت به ما هفت سال هم بزرگ‌تر بود و پیش از ورود به دانشگاه در ایران، مدتی در دانشگاه «عین شمس» مصر درس خوانده بود. البته قبل از آن می‌خواست وارد دانشگاه الازهر شود و در آنجا هم وجه دیگری را که در ایران شناخته‌شده نیست، تحصیل کند که - طبق گفته خود علیزاده - دانشگاه به دلیل تعصبات، حاضر به پذیرش یک شیعه نشد. استاد علیزاده هنگام وارد شدن به دانشگاه «عین شمس» متوجه می‌شود چندان هم در الازهر خبری نیست و به اصطلاح آواز دهل شنیدن از دور خوش است. تا اینکه بعد از انقلاب دوباره به ایران بازگشت و در کلاس‌ها و سخنرانی‌هایی که مرحوم دکتر فردید همزمان با انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاه‌ها به صورت آزاد داشت، شرکت کرد. او در این کلاس‌ها آنچه را پیش از انقلاب فرا گرفته بود و درباره آن مطالعات و تحقیقاتی نیز داشت، ادامه داد. همین‌طور با شاگردان برجسته حوزه دکتر فردید مثل مرحوم عباس معارف بسیار نزدیک بود. من هم که در همان زمان به‌عنوان مدیرکل ضمن‌خدمت وزارت و بعدا به‌عنوان معاونت پژوهشی وزارت آموزش و پرورش مشغول به خدمت شدم، در هر دو جا از محضر استاد علیزاده استفاده کردم. ایشان در حوزه اموری که در اختیار داشت با دقت‌نظر و وسواس نظری مسائل را پیگیری می‌کرد. بعدها ایشان به دانشگاه تهران رفت. در آنجا مدتی قائم‌مقام سه معاونت پژوهشی پی‌درپی بود و ارتباط ما همچنان برقرار بود. تا زمانی که مرحوم فردید در قید حیات بود و در منزل خود تدریس می‌کرد ما آنجا و در فرصت‌های مختلف همدیگر را می‌دیدیم ولی ظاهرا آقای علیزاده اوقات دیگری هم با فردید داشت که دیگران نبودند.
   

از آنجایی که شما سابقه حضور در کلاس‌های مرحوم فردید و آشنایی یا مرحوم علیزاده را داشته‌اید، می‌توان گفت وجه حکمت هنر اسلامی آرای فردید در علیزاده متبلور شده بود؟
بله! البته کسان دیگری بودند که حکمت اسلامی هنر را در نقاشی و شعر و حتی موسیقی جلوه‌گر ساختند، اما مرحوم علیزاده آن را به صورتی که صرفا جنبه تئوریک داشت، تدریس می‌کرد و نمونه بارز آن بود.
   

مبحثی که در اینجا درباره جایگاه مختار علیزاده وجود دارد حکمت هنر اسلامی است. این مبحث چگونه تعریف و تبیین می‌شود؟
استاد علیزاده به تأسی از مرحوم دکتر فردید و همین‌طور حکمای انسی ما، مباحث هنری را صرفا مباحث زیبایی‌شناسی به معنای خاصی که در غرب قدیم و جدید مطرح بوده، تلقی نمی‌کرد، بلکه مبحث زیبایی‌شناسی در حکمت اسلامی را همچون مبحث هستی‌شناسی می‌دانست. یعنی بحث از زیبایی یک بحث انتولوژیک است و علیزاده هم از همین منظر به مبحث هنر نگاه می‌کرد. هنر به معنی دینی صرفا یک خلاقیت دلپذیر و دلپسند نیست، بلکه بابی از ابواب معرفت انسان نسبت به عالم هستی و به عبارت دقیق‌تر نسبت به حق تعالی و حقیقت عالم هستی است. همان‌طور که حکمت از یک راه ما را به علم - از نگاه قرآنی - می‌رساند، هنر هم به‌عنوان نوعی خاص از حکمت می‌تواند ما را به قرب حقیقت هستی برساند. از این جهت که در حکمت هنر با صورت‌های خیالی روبه‌رو هستیم، ولی در حکمت هنر اسلامی با صورت‌های خیالی منفصل که در واقع جلوه حقیقت اشیا هستند و با صورت‌های خیالی محسوس کاملا تفاوت دارند روبه‌رو می‌شویم که سعی می‌کنند برای انسان پلی جهت رسیدن به حقیقت شوند. بسیاری از دانشجویان با توجه به بحث ایشان شاید تنها برای کسب نمره، مقدمات بحث او را درک می‌کردند، اما دانشجویانی که کار علمی بیشتری انجام می‌دادند، علاقه‌مند می‌شدند و حتی پس از دوره‌های تحصیل با حضور در منزل ایشان بحث‌ها را ادامه می‌دادند. در مراسم تشییع ایشان دانشجویانی بودند که می‌گفتند 10 سال پس از اتمام تحصیل به‌طور مرتب به منزل ایشان می‌رفتند و کسب فیض می‌کردند. از این جهت مبحثی که استاد علیزاده مطرح کرد هرچند توسط دیگر شاگردان مرحوم دکتر فردید نیز مطرح شده، ولی هر کدام از آنها سبک و سیاق خاص خود را داشتند و در قالب یکی از هنرهای فرهنگ اسلامی مباحث را پیگیری می‌کردند. ولی آقای علیزاده بیشتر این مباحث را به صورت نظری و کلمات مولا امیرالمومنین(ع) و عرفای بزرگ طرح می‌کردند و کمتر به مباحث جزئی هنری می‌پرداختند.
   

از شاگردان ایشان به چه کسانی می‌توان اشاره کرد؟
از شاگردانی که از حوزه درس ایشان برخاستند و هر کدام نیز بعدها راه خودشان را در عین اشتراک و اصول و مبادی رفتند، می‌توان مرحوم محمد مددپور را نام برد که او نیز افرادی مثل شهید آوینی را در کنار خود رشد داد.
  

به‌عنوان سوال آخر آیا می‌توان گفت در نوع تدریس نیز مرحوم علیزاده به‌شدت ملتزم به همان سنت فردیدی بوده است؟
بله. علت هم این است که مباحث خاص، افراد خاص را طلب می‌کند و غیر از بحث‌های عمومی است که همه بتوانند آنها را بخوانند. وقتی بحث حالت تخصصی پیدا کند افراد زیادی نمی‌توانند آن را دنبال کنند مگر علاقه‌مندان. علاقه‌مندان هم صرفا متکی به واحد درسی و نمره و تحصیلات رسمی نیستند. همان‌طور که گفتم بسیاری بعد از اتمام تحصیل هم از ایشان بهره می‌بردند. از این جهت دکتر فردید هم همین‌گونه بود. به عده و کمیت و جمعیت چندان توجه نداشت بلکه به استعداد افرادی توجه داشت که تشنه این مطلب بودند و به فرمایش حضرت علی(ع) تمسک می‌جستند که فرمود: «من استفهم فهم» کسی که خواست بفهمد، فهمید. فردید اظهار می‌کرد کسانی که طالب دانستن هستند به سمت ما می‌آیند و ما لازم نیست به دنبال آنها باشیم.