printlogo


شب به یادماندنی کامران شیردل و «اون شب که بارون اومد»
فیلمی که سال‌ها لگدخور بوده
گروه ادب و هنر: «اون شب که بارون اومد» تولید 1347 و برنده جایزه بزرگ سومین جشنواره بین‌المللی فیلم تهران به‌عنوان بهترین فیلم کوتاه به مفهوم مطلق بی‌شک از مهم‌ترین فیلم‌های مستند سینمای ایران است که هنوز پس از چند دهه، نسخه بازسازی شده دیجیتال آن مخاطبانش را به وجد و سر ذوق می‌آورد و همچنان در نظرسنجی اهالی سینما عنوان بهترین فیلم تاریخ سینمای ایران را از آن خود می‌کند. یک بار دیگر این ذوق‌زدگی و هیجان ناشی از دیدن فیلم مهم کامران شیردل حاضران در سالن ناصری خانه هنرمندان ایران در پنجشنبه‌شب هفته گذشته مشاهده شد. اغلب حاضران در جشن تجلیل از کامران شیردل بارها و بارها مستند درخشان سینمای ایران را دیده بودند، اما مجال دوباره دیدن این فیلم را از دست ندادند. کامران شیردل نیز مانند تماشاگران نسخه بازسازی شده فیلمش، از این اتفاق ذوق‌زده بود و بعد از یاد کردن از فرخ غفاری پایه‌گذار فیلمخانه ایران با هیجان گفت: «شنیده بودم این تکنولوژی در غرب وجود دارد اما نمی‌دانستم در ایران فرزند آدمی که ما به او «شازده کامرانی» می‌گفتیم و جزء نوابغ بود، به‌عنوان نخستین شرکت ایرانی در این رابطه، سراغ فیلم من بروند که این هم جزء عجایب است؛ فیلمی که سال‌ها لگدخور بوده و دور انداخته شده و در قوطی‌های فلزی نامناسب نگه داشته شده و دچار مرض سرطانی شده. همین‌جا دلم می‌خواهد برگردم به روحیه اصلی خودم و حرف دلم را بزنم. خیلی خوشحالم که فیلم من و فیلم آقای مهرجویی «گاو» نجات پیدا کرد. صدها فیلم دیگر در وزارت فرهنگ و هنر دارند از بین می‌روند.» «اون شب که بارون اومد» روایتی است مشابه حادثه‌ای که برای دهقان فداکار در روستایی در شمال کشور اتفاق افتاده و تحلیلی است بر گزارش واقعیت، جنبه نسبی و اسطوره‌سازی از آن.«اون شب که بارون اومد» از سال 1347تا ۱۳۵۳ در توقیف به سر می‌بُرد و بعد از نمایش در سومین جشنواره فیلم تهران دوباره توقیف شد. شیردل در ۱۸ سالگی به ایتالیا رفت تا در رشته معماری و شهرسازی در دانشگاه رم تحصیل کند. به‌خاطر علاقه به سینما در سال چهارم تحصیل، در کنکور مرکز تحقیقات سینمایی رم شرکت کرد و به‌عنوان نخستین ایرانی پذیرفته شد و در مدت چهار سال و زیر نظر استادان بزرگ سینما مانند نانی لوی (کارگردانی)، ماریا رزادا (تدوین)، جولیو چزاره کاستلو (تحلیل فیلم) و مونته سانتی (تاریخ سینما) سینما را آموخت و در همین موسسه بود که با کارگردانان معتبری مثل پیرپائولو پازولینی، میکل آنجلو آنتونیونی، فدریکو فلینی، روبرتو روسلینی، روبر برسون، اورسن ولز، رنه کلر و...آشنا شد و از آنها سینما را آموخت.

 شیردل را می‌توانم با «مارسل دوشان» فرانسوی مقایسه کنم

آیدین آغداشلو

تماشای فیلم «اون شب که بارون اومد» برای من یک خاطره خاص است، چون این فیلم را در همان دهه 40 که ساخته شد، دیدم.آن زمان خیلی از طنز خاصی که در فیلم هست، لذت بردیم. فکر کردیم کامران شیردل همه را دست انداخته و فاصله گرفته یا مسخره کرده، که هیچ کدام از این فرض‌ها به نظرم درست نبود.چیزی که هنوز برای من زنده است و ربطی به فیلم ندارد، شفقت و عطوفتی است که در فیلم نثار همه می‌شود. یک آدمی با مهر تمام همه راستگوها و دروغگوها را نوازش می‌کند و این برای من ارزش بسیار بزرگی دارد که اشک به چشم من می‌آورد. من در این دوره از زندگی به  این نتیجه رسیدم که جهان فقط می‌تواند با شفقت بگردد. راه دیگری هم ندارد. بقیه ماجرا مربوط می‌شود به سینمای مستند و اینکه حقیقت کدام است. اینها گذراست. من فکر می‌کنم جوانی که در این فیلم دیدیم، الان در سن 60 سالگی زندگی می‌کند و حالا تمام این قصه بی‌معناست. اگر یک کمدی فارسی هست، حالا معنای خود را از دست داده، هرچند که تازگی خود را از دست نداده است. شفقت هیچ‌وقت تازگی‌اش را از دست نمی‌دهد و دروغ همیشه جاری‌است. من بسیاری از فیلم‌های شیردل را دیده‌ام و اگر بخواهم برای او جایی در ذهن خودم پیدا کنم، می‌توانم او را با «مارسل دوشان» فرانسوی مقایسه کنم. آنچه حالا برای من در مورد دوشان اهمیت دارد، همان است که درباره کامران شیردل اهمیت دارد. وقتی فکر می‌کنم می‌بینم هر دو در کارشان استاد هستند، ولی به نظر می‌رسد که هر دو کارشان را چندان جدی نمی‌گیرند. خیلی با ملایمت با موضوع‌شان مواجه می‌شوند. خیلی شوخ‌طبعند. مارسل دوشان هم تا آخر عمرش همیشه راجع به دستاوردهای هنری‌اش با شوخ‌طبعی حرف می‌زد و هیچ مقوله‌ای را جدی نمی‌گرفت. از دور نگاه‌کردن به موضوع برای من امر پرارزشی است. در جهانی که همه مشغول ساییدن دندان‌ها روی هم هستند و چیزهایی به خود می‌بندند که خودشان هم باورشان نمی‌شود، کامران شیردل وجود معتبری است و شناختن او در این سال‌ها برای من موهبتی بوده و من دوران جوانی خودم را بدون کامران شیردل نمی‌توانم تصور کنم . فکر می‌کنم آدمی با این دانش وسیع و گسترده، موفق شد جهان را به تعبیر خودش بازگو کند. خوشحالم در دورانی زندگی کردم که کامران شیردل هم در آن دوران بود.

 

جسارت بایگانی شده

هوشنگ گلمکانی

سال‌هاست که وقتی قرار است بهترین فیلم‌های عمر خود  را انتخاب کنیم صحبت از سینمای مستند می‌شود، نخستین اسمی که به خاطرم می‌آید، «اون شب که بارون اومد» است. طی 30 سال اخیر مستندهای خوب زیادی ساخته شده، اما همین که می‌خواهم انتخاب کنم، می‌گویم «اون شب که بارون اومد» که یک‌جور «راشومون» سینمای مستند است، اما این فیلم یک جنبه شخصی هم برای من دارد و آن هم محل تولدم شهر گرگان است. کسی که این فیلم را تماشا می‌کند، جنبه‌های مختلفی از آن را می‌بیند و من مدام در صحنه‌های عمومی فیلم دنبال نشانه‌های آشنا می‌گردم. من به چیزهایی نگاه می‌کنم که شاید تماشاگر دیگر به آنها توجه نداشته باشد. «اون شب...» فیلمی است که نشان می‌دهد یک فیلمساز مستقل با دید مستقل چطور با یک سفارش برخورد می‌کند. در زمانی که نهاد سفارش‌دهنده مدام فیلم‌های گزارشی می‌ساخته و فیلم‌هایی که فقط به درد آرشیوکردن می‌خورد، آقای شیردل این فیلم را می‌سازد. به نظر می‌آید خیلی از آنها بداهه بوده و از قبل امکان پیش‌بینی آن وجود نداشته. نتیجه این تلاش می‌شود فیلم جسورانه‌ای که به نظرم پیشگام بوده و به دلیل همین جسارت بایگانی شده و نخستین بار در جشنواره تهران سال 53 بود که نمایش داده شد و حیرت‌انگیز بود و هنوز هم حیرت‌انگیز است.

 

پدیده خاص سینمای ایران

خسرو دهقان

آقای شیردل یک پدیده خاص در سینمای ایران است. من برای سینمای عادی و تجاری ایران احترام قائلم، اما فکر می‌کنم با شناختی که از این سینما دارم، سینمای مستند ما، کمی پرارج و قرب‌تر است.نکته مهم این است که آقای شیردل در سینمای ایران به صورت استثنایی خیلی آدم باسوادی از آب درمی‌آید. روزگاری که ایشان تحصیل‌شان را در معماری رها می‌کند و وارد سینما می‌شود، زمانه مهمی است.دو سینما روی ایشان تاثیر می‌گذارد؛ یکی سینمای موج نو فرانسه و یکی هم سینمای نئورالیسم ایتالیا. متاسفم که ما تا امروز کتابی در مورد آقای شیردل نداریم، با آن‌که ظرفیت این قضیه را دارد. من فکر می‌کردم تعداد فیلم‌های آقای شیردل از چهار پنج عنوان بالاتر نمی‌رود و مدام درباره «اون شب که بارون اومد» حرف زده می‌شود، اما باید آمار بدهم که ایشان بیش از 150 فیلم ساخته.


Page Generated in 0/0091 sec