printlogo


صدای هنریک ایبسن نروژی در درام ایرانی
نقد نمایشنامه
سید‌حسین رسولی

نمایشنامه «دیوار» (۱۳۹۴) نوشته ناتاشا محرم‌زاده، با ده صحنه و گفتار محاوره رو به سوی نقد اجتماعی و سیاسی فضای زندگی روزمره دارد. امر «قضاوت» و «سوءاستفاده از قدرت» جزو معضلات زندگی روز ایرانی است و نویسندگان درام ایرانی از این امر فراری هستند. تولید نمایش‌های اجتماعی و سیاسی که به اندیشه‌های انتقادی بپردازند بسیار کم شده است و صحنه‌های تئاتر امروز ایران رو به سوی آثار ذهنی و صورتگرا آورده است. شاید این امر را باید یک نوع محافظه‌کاری مبسوط در نظر گرفت. نمایشنامه «دیوار» با توجه به فضای دانشگاه و درنظرگرفتن معضلات قشر جوان، دست روی بحرانی اخلاقی می‌گذارد. این نمایشنامه به‌صورت تک‌پرده‌ای و در 10 صحنه نوشته شده است. نویسنده «برای پیرهنت می‌میرند» موضوع محوری خود را بر بنیان رابطه «استاد» و «دانشجو» گذاشته است. درام‌های مختلفی بر پایه این موضوع نوشته شده‌اند که مهم‌ترین آنها «اولئانا» نوشته دیوید ممت، درام‌پرداز آمرکایی، است. شروع نمایشنامه «دیوار» این‌گونه است: «تاریکی / صدای ابراهیم: از وقتی صبا زبون وا کرد، شبا خواب می‌دیدم به خدا. / صدای مونس: خواب چی ابراهیم؟ / صدای ابراهیم: خواب می‌دیدم عکسشو کنار این آدم‌معروفا می‌ندازن تو روزنامه‌ها. همون جورم شد. پدرسوخته! حالا ببین چه جوری می‌رم پیش رئیس می‌شینم، می‌گم: من اینم! / نور می‌آید.»
 شخصیت آنتاگونیست نمایشنامه، آقای فراستی است که به‌عنوان رئیس گروه و مسئول، از قدرتی که دارد سوءاستفاده می‌کند و دکتر روئین و صبا را زیر فشار می‌گذارد. او در صحنه پنجم نمایشنامه می‌گوید: «صداتونو بیارین پایین آقا. انگار شما متوجه وضعیت‌تون نیستین. روزبه‌روز داره بدتر می‌شه. معصیت پشت معصیت! اصلاً معلوم نیست تو سرتون چی می‌گذره. چوب حراج زدین به دین و ایمون‌تون. شرمو خوردین، ‌حیا رو قی کردین. دارین همه‌چی رو به گند می‌کشین. اسم خودتونم گذاشتین استاد!».  کاراکتر فراستی از جمله افرادی است که «عرف» و «خطوط قرمز اخلاقیات» را به‌عنوان ابزاری برای فشارهای سیاسی استفاده می‌کند.
با توجه به این نمایشنامه، باید اذعان کرد یکی از مواردی که مدت مدیدی است در تئاتر ایرانی از آن غفلت شده، درام سیاسی است؛ درامی که به مسائل روز اجتماعی از منظری سیاسی می‌نگرد و گروه‌های مختلف سیاسی را روبه‌روی یکدیگر قرار می‌دهد. هنریک ایبسن در نمایشنامه‌های «دشمن مردم» و «خانه عروسک» نشان داد که می‌توان با زبانی «نثرگون» و «محتوای انتقادی» دوباره صحنه‌های نمایش را
زنده کرد.


Page Generated in 0/0129 sec