printlogo


تامل در سینمای محمدرضا اصلانی به ایستگاه چهارم رسید
<جام حسنلو> را فریدون رهنما سفارش داد

فرهیختگان: یک‌ماه است که موسسه «فضا» میزبان محمدرضا اصلانی و فیلم‌هایش است؛ ضیافتی که دو ماه و نیم دیگر نیز ادامه خواهد داشت. این موسسه پس از برگزاری سه جلسه نشست نمایش و نقد و بررسی فیلم‌های محمدرضا اصلانی، فیلمساز و شاعر، شنبه گذشته در چهارمین شب از مجموعه جلسات «تأملی بر سینما و اندیشه محمدرضا اصلانی»، دو مستند از مهم‌ترین مستندهای اصلانی را به نمایش گذاشت؛ اولی، «جام حسنلو؛ داستان کسی که می‌پرسد» که سال 1346 ساخته و اخیرا ترمیم شده است و دیگری «چیغ» مستندی از سال 1375. این جلسات قرار است تا 10 نشست دیگر نیز ادامه یابد و علاقه‌مندان به سینمای اصلانی را هر شنبه ساعت 18 به تماشا و بررسی مستندهای او دعوت کند؛ مستندهایی که دسترسی به اغلب آنها هم امکان‌پذیر نیست.
اصلانی در ابتدای نشست از نقش فریدون رهنما در تولید مستند «جام حسنلو» گفت؛ چهره‌ای مهم در رهبری جریان‌های آوانگارد هنر و ادبیات در دهه چهل. شاعر دفتر شعر «شب‌های نیمکتی، روزهای باد» که همواره به هر بهانه‌ای از اهمیت فریدون رهنمای شاعر و فیلمساز گفته است، این‌بار هم با اشاره به اینکه رهنما سفارش تولید «جام حسنلو» را داد، او را فیلسوف سینما نامید و علاوه‌بر اینها از ماجراهای مفقودشدن نگاتیوهای این مستند قدیمی در آرشیو تلویزیون گفت و البته از اینکه این فیلم تنها یک‌بار در سینماتک پاریس به نمایش درآمده است.
پس از نمایش «جام حسنلو» که مستندی است در روایت کشتن حلاج و البته با تصاویری خیره‌کننده از یک شیء باستانی همراه است، رائد فریدزاده که مدرس فلسفه غرب است از ارتباط این فیلم و نگرش محمدرضا اصلانی با ایده اصلی فلسفه هایدگر گفت. فریدزاده شرح همین اشتراک را مد نظر داشت. پیش از نمایش مستند دوم، اصلانی این‌بار هم پشت تریبون آمد تا از حضور ایرج انواری، پیشکسوت گرافیک ایران در جلسه قدردانی کند. او درباره «چیغ» هم گفت: «قرار نبود این مستند را من بسازم. فرد دیگری آن را شروع کرده بود و سپس آن را به من پیشنهاد دادند و گفتم که تا ایده‌ای درباره اجرای یک فیلم نداشته باشم آن را نمی‌پذیرم. اما وقتی متوجه شدم باید برای ساخت این فیلم به کردستان بروم، به خاطر علاقه و البته مطالعه‌ای که درباره این فرهنگ داشتم، پذیرفتم چیغ را بسازم». «چیغ» هم از مستندهای مهم محمدرضا اصلانی است که با وجود سی‌سال فاصله زمانی ساختش با «جام حسنلو» قرابت‌هایی را بین این دو فیلم می‌توان رصد کرد. فیلمی که روایتی سینمایی است از اساطیر غرب ایران درباره «آفرینش جهان». «چیغ» را مرتضی پورصمدی فیلم​برداری کرده، صدای منوچهر انور مثل فیلم «جام حسنلو» روایتگر متن است و البته کامران شیردل آن را تدوین کرده است.
اما سخنران بعدی، مهتاب بلوکی، استاد ادبیات فرانسه نقد مفصل خود را برای حاضران خواند؛ نقدی که طی آن بیشتر سعی شده بود مضمون فیلم از ورای نشانه‌هایی که در متن کار گذاشته است بررسی شود. مثلا بلوکی سعی داشت قرابت‌های مضمونی «چیغ» با یکی از سوره‌های قرآن کریم را بررسی کند و طی این بررسی، با تداعی آزاد، نشانه‌‌های موجود در فیلم را در ارتباط با دیگر مباحث، بکاود. به زعم بلوکی دقت در صداها و نورها از سوی فیلمساز حامل معنایی است و از این معناها نیز معناهای دیگری را نیز می‌توان منظور داشت. تحقیق مفصل این استاد ادبیات فرانسه درباره فیلم «چیغ»، تا آنجا پیش رفت که او مطالعه‌اش را که مستند به اصطلاح‌شناسی خود واژه «چیغ» هم کرده بود، با استفاده از فرهنگ‌های مختلف به معناهای مختلف رساند و از جمله گفت که «چیغ» علاوه‌بر اینکه به چادر عشایر کرد اطلاق می‌شود، به‌عنوان چشم بیمار هم ضبط شده است؛ چشم‌هایی که در طول فیلم چند باری به نمایش درمی‌آیند.
 


Page Generated in 0/0102 sec